أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

44

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) ناگهان پسر عمويش از در درآمد و به او كه سينه‌اش حرير پيچ بود نگاه كرد و گفت : - اين تجهيزات چيست . شايد تو حضرت امير المؤمنين را بقتل رسانيده‌اى . شبيب خواست بگويد : نه . از زبانش كلمه‌ى اثبات پريد : - بله من كشتمش . پسر عمويش حرفى نگفت . با شتاب بخانه‌ى خود رفت و شمشيرش را برداشت و بخانه‌ى شبيب برگشت و بى آنكه مهلت دفاعش بدهد با يك ضربه كارش را ساخت . ابو محنف ميگويد : وقتى ابن ملجم را بحضور على آوردند من و گروهى از اعيان عراق كنار بستر او بعيادت نشسته بوديم . امير المؤمنين فرمود : النفس بالنفس . ان أنا مت فاقتلوه كما قتلنى و ان سلمت رايت فيه رائى امير المؤمنين از آيت قصاص كه در قرآن كريم آمده ياد ميكرد على ميگفت : - اگر من با اين ضربه بدرود زندگى گفتم او را به همين ترتيب